سيد علاء الدين محمد گلستانه
96
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود كه : هر كه در مقام ذليل كردن و حقير شمردن مؤمنى باشد از براى پريشانى و فقر آن مؤمن ، خداى تعالى ، او را در روز قيامت ، در حضور همهء خلايق ، رسوا مىكند . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده در حديث ديگر كه فرمود كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد كه : خداوندا ! كيستند آن كسانى كه هر گاه كسى ايشان را ذليل كند ، مهيّاى جنگ و محاربهء با تو شدهاند ؟ فرمود كه : آن كسانى كه من ، عهد و پيمان از ايشان گرفتهام ، از براى تو و وصىّ تو و ذرّيت تو به ولايت . و امّا سخنانى كه موجب رنجش مؤمنين از يكديگر شود كه نميمه و سخنچينى ، عبارت از آن است . پس روايت كرده ابن بابويه رضى الله عنه در كتاب خصال ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه از پدران خود عليهم السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : خداى - عزَّ و جلَّ - بهشت را از دو نوعْ خشت آفريده : يكى طلا و يكى نقره ، و ديوارهاى بهشت را از ياقوت ساخته ، و سقفش را از زِبَرجد ، و سنگريزههايش را از مرواريد ، و خاكش را از زعفران و مُشك اذفَر . پس خطاب فرمود به بهشت كه : سخن بگو . پس گفت : « لَا إلهَ إلّاأنْتَ الْحَىُّ القَيُّوم » . به تحقيق كه سعادت يافته كسى كه داخل من شود . پس خداى - عزَّ و جلَّ - فرمود : به عزّت و بزرگى و جلال و بلندى مرتبهء خودم قَسَم كه داخل جنّت نمىشود كسى كه مداومت بر خوردن شراب كند ، و كسى كه هميشه مست باشد ، و كسى كه كارش نميمه و سخنچينى باشد ، و كسى كه ديّوث باشد ، و كسى كه شُرطى باشد و ( شُرطى ، عبارت از جمعى از اعوان سلاطين است كه علامتى خاص مىدارند ) ، و كسى كه خُنَثى باشد « 2 » ، و كسى كه قبرها را شكافد ، و كسى كه عَشّارى « 3 » كند ، و كسى كه قطع رَحِم كند ، و كسى كه قَدَرى باشد ، يعنى به جبر قائل باشد . « 4 » و به همين مضمون ، حديثى ديگر روايت نموده . و كلينى رحمه الله روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : آيا خبر ندهم به جماعتى كه بدترين شمايند ؟ گفتند : خبر ده ما را يا رسول اللَّه ! فرمود كه : آن جماعتاند كه در ميان مردم ، به سخنىچينى قدم مىزنند و دوستان را از يكديگر جدا مىسازند و از براى جماعتى كه عيبى ندارند ، عيب مىجويند . « 5 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 353 ، ح 9 . ( 2 ) . خُنثى : مرد زن صفت . ( 3 ) . ده يك بگيرد يا ده يك بدهد . ( 4 ) . الخصال ، ص 436 ، ح 22 . ( 5 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 369 ، ح 1 .